کسی نمیتواند به طبیعت بگوید چرا زمستان شدی؟چرا پاییز نماندی؟کسی نمیتواند به برف بگوید:که چرا آب شدی؟یا اصلاً چرا آمدی که آب بشوی؟کسی نمیتواند به زمین اعتراض کند که چرا آنقدر سرد میشوی ...کسی نمیتواند به پاییز بگوید:که چرا دلگیری؟چرا برگها را حرام میکنی؟چرا زرد میشوی؟چرا اخم میکنی؟چرا اشک میریزی؟کسی به تابستان نمیگوید:که چرا انقدر گرمی؟کسی نمیپرسد:که بارانت کو؟از همه مهمتر بهار که همهچیز تمام است و هیچکس به بهار نمیگوید:که تا الان کجا بودی؟و کسی نمیگوید چرا همیشه نمیمانی؟هیچکس از تابستان توقع برف ندارد و هیچکس از زمستان توقعِ گرمای تابستان و کولر آبی ندارد....همانقدر که طبیعت حق دارد همیشه بهار نباشدآدم هم حق دارد آدم حق دارد یکوقتهایی زمستان باشدحق دارد یکوقتهایی سرد باشد یکوقتهایی دلگیر و گریان باشدیک وقتهایی به طرزِ خفه کنندهای گرم باشد...گذرِ فصلها طبیعت آدم استآدم همیشه بهار نیست... +
نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 18:19 توسط مجتبی
|
برچسب:
نویسنده: مانی حسنی
تاريخ: شنبه
14 بهمن
1396 ساعت: 23:04